نویسنده:   غلامرضا کحلکی     تاریخ نگارش:   1399/04/05     ساعت:   13:07:16
بازدید:   97
 
 
در گفت و گو با رئیس پژوهشکده تاریخ و سیره اهل بیت(ع) مطرح شد: خلاء کم توجهی به سیره امام رضا(ع) در جامعه امروز

نقش و اهمیت سیره معصومان(ع)در عرصه‌های گوناگون زندگی انسان بارها از سوی کارشناسان مورد مطالعه قرار گرفته و گاه از آن به عنوان منبعی مهم در تبیین ساز و کار تمدن نوین اسلامی یاد شده است؛ شناخت و تبیین سیره علمی اهل بیت (ع) در ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی به ویژه در موضوعات روز جامعه به عنوان یک نیاز جدی باید مورد توجه پژوهشگان قرار گیرد و سیره تمام معصومان(ع) در طول تاریخ و در مواجه با شرایط مختلف و ضرورت‌های جامعه باید مطالعه و شناخته شود. با توجه به اهمیت این موضوع با حجت‌الاسلام آقای دکترحمیدرضا مطهری، ریاست پژوهشکده تاریخ و سیره اهل بیت(ع) در خصوص سیره پژوهی امام رضا(ع) به گفت و گو نشسته‌ایم که در ادامه می‌خوانیم.


لطفا در ابتدا توضیحات کلی خودتان را در رابطه با سیره پژوهی امام رضا (ع) بفرمایید؟

ما اگر بخواهیم درباره سیره پژوهی امام رضا(ع) صحبت کنیم، به نظرم یک نکته بسیار مهمی که باید مورد توجه قرار بدهیم اهمیت به سابقه و پیشینه کارهای پژهشی این حوزه است و شاید نکته مهمتر از آن آسیب‌شناسی این پژوهش‌ها می باشد.

در ارتباط با پیشینه، کارهای فراوانی درباره امام رضا(ع) انجام شده است. به گونه‌ای که می‌توان گفت یکی از ائمه‌ای که بسیار در رابطه با ایشان کار شده است، امام رضا(ع) هستند.

از جهت فراوانی، به دلایل مختلف آثار فراوانی داریم. شاید یکی از مهمترین دلایل آن حداقل در ایران و در میان فارسی زبانان این است که ایشان تنها امامی است که در ایران حضور دارند؛ یا به عبارت دقیقتر عرض کنم، تنها امامی که در خارج از حوزه سرزمین های عربی قرار دارند. ائمه دیگر یا در عراق هستند یا در حجاز و مدینه منوره دفن شده اند. لذا تنها امامی که در ایران و خارج از حوزه سرزمین های عربی قرار دارد، ایشان هستند. شاید همین باعث شده است که توجه بسیاری از نویسندگان ایرانی و فارسی زبان به آن حضرت معطوف بشود و آثار فراوانی به این امام(ع) پرداخته باشند.

شاید دلیل دیگر هم برگردد به موقعیتی که امام رضا(ع) در آن قرار داشت. یعنی آن جایگاه سیاسی که امام رضا(ع) پیدا کرد، وآن جایگاه سیاسی که امام رضا(ع) در مقام ولایت عهدی خلافت پیدا کرد، اگرچه براساس گزارش‌های تاریخی ، امام (ع) بالاجبار این منصب را پذیرفتند؛ اما باز به هر حال حضور امام در این منصب هم باعث شد که در آثار فراوانی اخبار مربوط به امام رضا(ع) منعکس بشود.

این دلایل می‌تواند در واقع عاملی برای فراوانی توجهات به امام رضا(ع) یا به عبارت دقیقتر فراوانی پژوهش ها در ارتباط با آن حضرت(ع) باشد. این در رابطه با اینکه چرا به امام رضا(ع) بیشتر پرداخته شده است.

شاید بتوان نکته بعدی را نیز به شکلی به آن توجه کرد که دوره امام رضا(ع) عصری است که به لحاظ فرقه شناسی، شاهد یکسری انشعابات و انحرافات در میان فرق اسلامی هستیم.

در دوره امام رضا(ع) یا پس از شهادت امام کاظم(ع) ما شاهد یک انحراف بزرگ به اسم واقفیه هستیم. این می تواند یکی از دلایل توجه بیشتر مورخان و محققان به امام رضا(ع) باشد. وجود افکار و اندیش‌های مختلف در عصر امام رضا و توجه دستگاه خلافت به ویژه شخص مأمون به مناظرات بین الادیانی و نیز بین مذاهب مختلف و اهتمام امام رضا(ع) به پاسخگویی به شبهات مطرح شده از جانب گروه‌ها و نحله‌های مختلف هم می‌تواند از علل فراوانی اخبار مربوط به آن حضرت و در نتیجه کثرت پژوهش‌ها در باره آن حضرت باشد. به هرحال هر کدام از این عوامل را بپذیریم، می بینیم که آثار فراوانی راجع به امام رضا(ع) نوشته شده است. اما در واقع وقتی به گستردگی آثار نگاه می کنیم، می بینیم که این گستردگی فقط از جهت تعداد است و خیلی از آنها موضوعات تکراری هستند.

من به طور سر انگشتی در زندگانی امام رضا(ع) در برخی کتابخانه ها مثل کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران یا کتابخانه آستان قدس رضوی و... تفحص و جستجو کردم؛ دیدم عمده آثاری که راجع به امام رضا(ع) تدوین شده است، مربوطه به دوره ولایت عهدی ایشان می باشد. یا حداکثر مربوط به جریان واقفیه است. ولی آیا زندگی امام رضا(ع) فقط همین است؟ قطعا این نیست. البته این مشکل را هم عرض کنم که این مشکل، خاصّ زندگانی امام رضا (ع) نیست. ما در زندگانی اهل بیت(ع) دیگر نیز متاسفانه با همین مشکل مواجه هستیم. مثلا درباره امام حسین(ع)، تمام آثاری که در مورد امام حسین(ع) وجود دارد را احصاء کنید. عمده آثار مربوط به ظهر عاشور و یا ورود امام حسین (ع) به کربلا. یعنی از دوم محرم به بعد. حداکثر از زمان مرگ معاویه بعد و آغاز حرکت امام حسین(ع).

یعنی شما بروید و آثار زندگانی امام حسین(ع) را احصاء کنید، به اندازه‌ای پژوهش درباره تاریخ و سیره امام حسین(ع) قبل از قیام اندک است که می‌توان با تسامح گفت تقریبا چیزی وجود ندارد. یعنی آن قدر کم است که می توان گفت که چیزی وجود ندارد.

خب اینها یکی از آسیب هایی است که وجود دارد. راجع به امام حسن(ع) باز به همین شکل. ائمه(ع) دیگر نیز به همین شکل. یعنی فقط در یک مقطعی که امام(ع) دارای جایگاهی به حسب ظاهر است مورد بررسی قرار گرفته است. و الا اهل بیت(ع) از همان ابتدا تا انتهاء برای ما هیچ تفاوتی ندارند. از اعتقاد ما و در نظر ما امیرالمومنین علی(ع) دوران امامتشان با دوران خلافت ظاهریشان هیچ تفاوتی ندارد. اما در منابع فقط به همان دوران خلافت ظاهری بیشتر پرداخته شده است.

یعنی بیشتر مثلا به وقایع نگاری سیاسی مربوط به شهادت و دوران پایانی حیات امام(ع) بیشتر پرداخته می شود؟

بله دقیقاً. مورخان ما بیشتر به تاریخ سیاسی توجه کرده اند. من می خواهم در همین جا به یک خلأ دیگر در زندگانی ائمه (ع) اشاره کنم و آن نیز بحث تاریخ اجتماعی است.

ما اصلاً در ارتباط با تاریخ اجتماعی اهل بیت(ع) منبع یا اثر یا تحقیقی و پژوهش جدید نداریم. شما ببینید کارهایی که انجام شده است، کدام یک به تاریخ اجتماعی اهل بیت(ع) پرداخته اند؟ ما چند اثر داریم که مستقلاً به وضعیت اجتماعی حتی وضعیت شیعیان در عصر امام(ع) پرداخته باشند؟ جامعه شیعه در عصر امام رضا(ع) وضعشان چگونه بوده است؟ روابط اجتماعی اینها چگونه بوده است؟ رابطه جامعه با خود امام(ع) چگونه بود؟ یعنی امامی که در این جامعه زندگی می کند، شیعیانشان چگونه با ایشان ارتباط داشته اند؟ کدام آثار به این موضوع پرداخته اند؟ فکر می کنم اینها مسائل مهمی است که کمتر به آن پرداخته شده است.

می توانیم بگوییم از جهت تدوین تاریخ اجتماعی چه مربوط به عصر حضور و چه مربوط به دوران پس از آن و به طور کلی در دوره های مختلف دچار فقر شدید هستیم. و این را درباره زندگی اجتماعی مسلمین به صورت کلی هم شاهد هستیم.

شما ببینید ما در تاریخ زندگانی اجتماعی مسلمانان ما چند اثر داریم؟ ما در ارتباط با زندگانی اجتماعی شیعیان یا در رابطه با زندگانی اجتماعی امامان(ع) واقعا دچار فقر هستیم و کمتر به آنها پرداخته شده است.

ممکن است بگویند که منابع کافی وجود ندارد. ما می گوییم بسیار خب قبول. درست است که نداریم یا کم داریم. اما همین مقدار کمی هم که وجود دارد را نرفته ایم استخراج کنیم.

یکی از مطالبی که فکر می کنم مربوط به حوزه کاری شما بشود و بد نیست به آن توجه بشود، عصر ابناء الرضا(ع) است: امام جواد(ع)، امام هادی(ع) و امام عسکری(ع) که معروف به ابن الرضا(ع) هستند. این دوره، دوره ابناءالرضا(ع) است. بررسی کنیم دوره ابناء الرضا(ع) بعد از شهادت امام رضا(ع) چه آثاری در رابطه با این دوره تدوین شده است؟

ما یک زمانی بعد از اینکه همایش امام کاظم(ع) را برگزار کردیم، می خواستیم همایش هایی را در مورد ابناء الرضا(ع) شروع کنیم. پیشنهاد اولیه این بود که بیاییم همه ابناء الرضا(ع) را در یک همایش برگزار کنیم؛ چون همین اشکال مطرح شد که مطلب نیست یا مطلب کم است. یکی از دوستان پیشنهاد داد که این عملاً بر مظلومیت ابناء الرضا(ع) افزوده می شود و اگر بخواهیم به این وضعیت این کار را انجام بدهیم، اصلا انجام ندهیم بهتر است. چون این هم می شود مانند کارهایی که قبلاً انجام شده، می شود. بهتر است به هر یک از این امامان به صورت جداگانه بپردازیم و هر یک را در یک همایش مستقل بررسی کنیم؛ حتی اگر مطلب هم کم باشد، باز هم نفس برگزاری یک همایش مستقل می تواند زوایای پنهان زندگانی اهل بیت(ع) را برجسته کند و نشان بدهد.

ما این کار را انجام دادیم و همایش امام جواد(ع) را آغاز کردیم. آن زمانی که همایش را آغاز کردیم، شاید کسی فکر نمی کرد که آن قدر مطلب جمع بشود و به دبیرخانه همایش بیاید. یادم هست همان زمان پایان نامه ای را به عنوان «تشیع در عصر امام جواد(ع)» در یکی از دانشگاه های استان قم بنده داور بودم، وقتی پایان نامه را نگاه کردم، گفتم یکی از مظلومیت های امام جواد(ع) این است که راجع به خود امام جواد(ع) در این پایان نامه نیامده است. بعد نویسنده گفت مطلب راجع به امام جواد(ع) در آن مقطع زمانی خیلی کم است و ما واقعا مطلبی نداریم و... گفتم این طور نیست که هیچ مطلبی وجود نداشته باشد. نشانه اش هم بعدها مشخص شد. ما همایش را که شروع کردیم، دیدیم که بیش از صد و بیست مقاله به دبیرخانه همایش رسید. با آن امکاناتی که داشتیم و به جهت محدودیت امکاناتی که داشتیم نمی توانستیم خیلی گسترده کار کنیم. از این صد و بیست مقاله، بیش از پنچاه مقاله را پذیرفتیم و در سه جلد منتشر کردیم. هرجا این مجلدات را ارائه کردیم، تعجب می‌کردند. سه جلد مطلب در مورد امام جواد(ع) نوشته شده، در حالی که به این یقین رسیدیم که هنوز زوایای پنهان و مطالبی وجود دارد که به دلیل محدودیت امکانات و یا محدودیت  زمانی که داشتیم، فرصت نکردیم به آنها بپردازیم.

همایش امام هادی(ع) را که برگزار کردیم علیرغم وجود همین مشکل مقداری گستردگی بیشتر شد و مجموعه مقالات در چهار جلد منتشر گردید، در حالی که اگر نگوییم دو برابر آن مقالاتی که چاپ شده، حداقل به اندازه همان مقالات، مقالات رد شده داشتیم. نه اینکه مطلب نویی نداشته باشند، نه! برخی از آنها مطلب نویی هم داشتند، ولی استانداردهای لازم را برای ما نداشتند و منتشر نشدند. الان هم همایش امام عسکری(ع) را در دست انجام داریم که مقالات زیادی به دبیرخانه رسیده است. می‌خواهم عرض کنم گاهی اوقات فقط ادعا می‌کنیم مطلبی در منابع نداریم. در حالی که اگر یک تفحص جدی کنیم، می بینیم که مطلب کم نیست. در مورد سیره امام رضا(ع) هم به همین شکل است. مثلا یکی از مهمترین چیزهایی که به آن پرداخته نشده است، سیره اجتماعی امام رضا(ع) است.

بنابراین اگر وجوه مغفول و عرصه‌های جدید در سیره پژوهی امام رضا(ع)، تاریخ اجتماعی باشد. می‌توانید موضوعاتی دقیق‌تر معرفی بفرمایید؟

یکی از مهمترین مسائلی که می‌تواند مورد توجه قرار گیرد، تاریخ اجتماعی شیعه در عصر امام رضا(ع) است. حداقل من در جایی ندیده‌ام که کار شده باشد. ولی می‌توان جستجو کرد، اگر انجام شده باشد، به جامعه علمی معرفی شود، و اگر هم انجام نشده، محققان تاریخ‌پژوه این کار را انجام دهند. همچنین ندگانی اجتماعی امام رضا(ع) به ویژه در زمان قبل از ولایتعهدی باید مورد توجه بیشتر باشد.

یکی از مهمترین مشکلاتی که در جامعه اسلامی با آن روبرو هستیم، تفرقه و اختلافی است که بین مسلمانان وجود دارد. متاسفانه هرچه زمان می‌گذرد، این شکاف و فاصله بیشتر می‌شود. به جای اینکه بیاییم بر اساس تعالیم قرآن، سنت و سیره پیامبر(ص) «تعالوا الی کلمه الله» این را پیامبر خطاب به اهل کتاب می‌فرمودند. در کتاب و قبله با هم مشترک هستیم. اشتراکات ما خیلی زیاد است. به جای اینکه سراغ اشتراکات برویم، متاسفانه همیشه بر اختلافات و افتراقات تاکید می‌کنیم و دامن می‌زنیم. سراغ عصر و سیره امام رضا(ع) برویم و ببینم، ایشان و ائمه دیگر در زمینه ایجاد همگرایی اسلامی چه کار می کردند؟

ما نمی‌گوییم وحدت یعنی اینکه کاملا یکی بشویم، اگر این اتفاق بیافتد ایده‌آل است و جامعه آرمانی ما این است ولی طبیعتا نه ما می‌توانیم از چیزهایی که داریم دست بکشیم و نه گروه‌های دیگر این کار را انجام می‌دهند. ولی حداقل همگرایی داشته باشیم. امام رضا(ع) به عنوان بزرگ جامعه شیعه و بزرگ علویان به خراسان می‌آیند. وقتی ایشان به خراسان آمدند حدیث معروف سلسله الذهب را در نیشابور مطرح می‌کنند. نیشابور، آیا شیعه بودند؟ اصلا آیا خراسان شیعه بود؟ در آن مقطع زمانی، خراسان شیعه نبودند. یکی از عوامل گسترش تشیع در آنجا، حضور امام رضا(ع) بود. ممکن است بگوییم خراسان محب اهل بیت بودند، ولی قطعاً شیعه نبودند و این را هم می‌دانستند که امام رضا(ع) بزرگ علویان است. یعنی به عنوان چهره شاخص و برجسته علویان به خراسان و مرکز خلافت مامون آمدند ولی می بینیم که همه آنها می‌آیند و تشنه شنیدن سخنی از امام هستند. آیا غیر از این است که بگوییم امام رضا(ع) با رفتار، سخنان  و منش خود، به گونه‌ای رفتار کردند که جامعه سخنرانی امام را می‌شنود. خود امام رضا(ع) وقتی در خراسان و مرو به عنوان ولیعهد معرفی می‌شود، می‌فرماید من وقتی در مدینه بودم، نامه‌های من در شرق و غرب جهان اسلام خوانده می‌شد. ببینید، در عصر عباسیان قسمتی از قلمرو مسلمانان زیر سیطره عباسیان قرار نگرفت. مثلا آندلس و شمال آفریقا یعنی قسمت عمده ای از مغرب اسلامی که شامل آفریقا و اندلس می‌شود. اینها اصلا زیر سلطه عباسیان قرار نگرفتند. امام رضا(ع) می‌فرمایند من در مدینه بودم و نامه‌های من در شرق و غرب جهان اسلام خوانده می‌شد، نه فقط در قلمرو عباسیان. یعنی مناطقی فراتر از قلمرو عباسیان. آیا همه اینها شیعه بودند؟ قطعا شیعه نبودند. اصلا شما سرزمین‌های غربی مثل آندلس را نگاه کنید، فکر کنم مقدسی یک عبارتی دارد و می‌گوید ساکنان آندلس پیرو مذهب مالکی هستند. اگر یک حنفی و شافعی را در آنجا پیدا کنند، او را بیرون می‌کنند و اجازه نمی‌دهند در آنجا بماند. اما اگر بر یک شیعه دست پیدا کنند، چه بسا او را خواهند کشت. تا این اندازه نسبت به شیعه حساسیت دارند. البته این دلایل مختلفی دارد و بحث مفصلی می‌طلبد که اینجا مجال پرداختن به آن نیست. یک دلیلش به رقابت سیاسی حاکمان آندلس با فاطمیانی که در نزدیکی قلمرو آنها حاکمیت شیعی تشکیل داده بودند. به هرحال ضدیت آنها با تشیع را در اینجا داریم می‌بینیم. وقتی امام رضا(ع) می‌فرمایند که نامه‌های من در شرق و غرب جهان اسلام خوانده می‌شد، طبیعتا به این نکات واقف هستند که در سرزمین‌های مختلف چه مذاهبی وجود دارد و یا پیروان چه مذاهبی زندگی می‌کنند. این نکته‌ای است که باید مورد توجه قرار گیرد. یعنی امام رضا(ع) به گونه‌ای در نشر تعالیم اسلامی عمل کرده‌اند که همگرایی اسلامی کاملا در آن دیده می‌شود. یعنی پیروان دیگر مذاهب هم خیلی راحت می‌آیند و سخنان امام رضا(ع) را می‌پذیرند، نه اینکه فقط می‌خوانند. نه اینکه فقط می‌شنوند، بلکه می‌پذیرند. به نظرم این یکی از نکاتی است که در زندگانی امام رضا(ع) کمتر به آن پرداخته شده و می‌تواند یکی از محورهایی باشد که نیاز امروز جامعه ما است و باید به آن پرداخته شود. همین نکته در سیره ابناءالرضا(ع) هم دیده می‌شود که به گونه‌ای رفتار می‌کنند که همگرایی اسلامی ایجاد شود. به عنوان آخرین نکته در بحث امام رضا(ع) و مطالبی که شاید کمتر به آن پرداخته شده است، به بحث ولایتعهدی مربوط می‌شود که عرض کردم به این بحث خیلی پرداخته شده است، اما عمده پژوهش‌هایی که راجع به امام رضا(ع) و ولایتعهدی شده است، به سراغ دو نکته رفته‌اند: 1. اهداف مأمون از ولایعتهدی چه بود؟ 2. اقدامات امام رضا(ع) چه بود؟ حداکثر چیزی که فراتر از اینان باشد تأثیر ولایتعهدی امام رضا(ع) بر تشیع ایرانیان است. شما کتاب‌ها را ببینید، عمده کارها این است. اما یک اثر را ببینید می‌توانید پیدا کنید که به اقدامات امام رضا(ع) برای استفاده از این فرصت بپردازد. به هر حال امام رضا(ع) در این وضعیت قرار گرفت. مجبور شد ولایعتهدی را بپذیرد، اما امام رضا(ع) که مجبور شد ولایتعهدی را بپذیرد، این ولایتعهدی و یا مقامی که به اجبار پذیرفت، فرصتی برای اقدامات خودشان دیدند و برای بنیان گذاری یک تمدن جدید. آیا به این مقوله توجه شده است. فکر می‌کنم، مواردی هست که کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

استفاده امام رضا(ع) از ولایتعهدی و فرصتی که حاکمیت در اختیار امام قرار داده برای تحقق اهداف خودشان و تبیین معارف اصیل اسلامی بسیار نکته مهمی است. آنچه می‌توان گفت سخن روز و مطالب امروزی است که پایه‌گذاری یک تمدن جدید، مبتنی بر معارف اهل بیت(ع) است که فکر می‌کنم جای کار جدی دارد و کاری در این زمینه صورت نگرفته است.

عمده آثاری که تدوین شده است، تاریخی است. متاسفانه ممکن است حتی یک اثر به عنوان سیره رضوی باشد، ولی وقتی وارد کتاب می‌شوید، می‌بینید سیره نیست و بلکه تاریخ امام رضا(ع) است. یعنی تفاوتی بین تاریخ و سیره نگذاشته‌اند. در مورد دیگر معصومان نیز به همین شکل است. شما کتاب‌های راجع به پیامبر(ص)، امیرالمومنین و دیگر ائمه(ع) ببینید، الان شاید اسم بیاورم مناسب نباشد، مثلا یک کتاب عنوانش سیره پیامبر است، عنوان یک کتاب تاریخ پیامبر است. وقتی اینها را با یکدیگر مقایسه می‌کنیم، می‌بینیم تفاوتی با هم ندارند.

بنابراین یکی از مهمترین نکات مغفول درمورد امام رضا(ع) و دیگر ائمه، بحث سیره ایشان است. زندگانی ایشان بیشتر با رویکرد تاریخ سیاسی تدوین شده است.

به نظرتان چه آسیب‌هایی متوجه‌ سیره پژوهی امام رضا(ع) است؟

اگر منظورتان آسیب‌شناسی پژوهش‌هایی است که انجام گرفته، یکی از مهمترین آسیب‌ها همین مطالب تکراری است. شما قفسه‌های کتاب‌خانه‌ها را نگاه کنید، در موضوع ولایتعهدی  چند اثر می‌توانید ببینید که تکراری نباشد. فقط بسته‌بندی‌ها عوض شده است. مثلا یک کتابی پنجاه سال پیش منتشر شده است حالا یک شخص دیگر با همان محتوا دوباره آن را بازنشر می کند. گاهی اوقات حتی عبارات هم تغییر نکرده است.

نکته دیگر، این است که به ضروریات توجه نشده است. ما در سیره امام رضا(ع) به آنچه که جامعه نیاز دارد، توجه نکرده‌ایم. ما نمی‌آییم به نیازهای روز توجه کنیم. پژوهش اگر مسئله‌ای از مسائل روز را پاسخ‌گو نباشد، پژوهش اثر گذار نیست و نمی‌توان گفت پژوهش است. زمانی می‌گوییم پژوهشی بنیادی است، ولی آن هم باید ناظر به پژوهش‌های روز باشد. به هر حال باید پایه‌ای برای پژوهش ‌های دیگر باشد. اما وقتی به پژوهش‌هایی که در جامعه دارد صورت می‌گیرد، نگاه می‌کنیم، می‌بینیم شاید خیلی از آنها دغدغه من پژوهشگر است، ولی پاسخگوی سوالات و مسائل روز نیست. این یکی از مشکلات است. لذا عرض کردم سیره امام رضا(ع) در همگرایی مذاهب اسلامی، یکی از نکاتی است که کمتر به آن اشاره شده است.

سیره امام رضا(ع) با رویکرد تمدنی، با تاکید بر این نکته که امام رضا(ع) از آن فرصت چه استفاده‌ای کردند. نه اینکه بگوییم اقداماتی صورت گرفته و بعد بگوییم اینها مباحث تمدنی است. اینکه بیاییم از سیره امام رضا(ع) مباحث تمدنی را استخراج کنیم، یک بحث است؛ اما اینکه بگوییم امام رضا(ع) با این وضعیت وقتی مواجه شدند، یک پی ریزی انجام دادند، یک سنگ بنایی گذاشتند، که ثمره این سنگ‌بنا، بعدها ظاهر شد. واقعا این را در سیره امام رضا(ع) نشان دهیم، نه اینکه مثلا اگر حرم رضوی شکل گرفته، بگوییم این نمادی از تمدن رضوی است؛ نه، این اصلا ربطی به تمدن رضوی ندارد. این تمدن ما است. این تمدن جمهوری اسلامی که این حرم رضوی ساخته شده است. تمدن ایران است که این حرم رضوی وجود دارد. اما اینکه امام رضا(ع) اقدامی انجام داده باشد (که هست و کم هم نیست) آن اقدام منشأ شکل‌گیری آن تمدن شده باشد، اینها چیزهایی است که کمتر به آن پرداخته شده است.

بنابراین بی‌توجهی به مسائل روز یکی از مهمترین آسیب‌هایی است که در بحث سیره‌پژوهی امام رضا(ع) مورد قرار نگرفته است.

یک نکته دیگری را به عنوان آسیب مطالعات سیره یا پژوهش‌های انجام گرفته درباره سیره و مخصوصا سیره امام رضا(ع) به عنوان نکته پایانی عرض کنم. یکی از مهمترین آسیب‌ها این است که خیلی از افرادی که تخصصی در دانش تاریخ ندارند، متاسفانه در تاریخ قلم می‌زنند و این یکی از مهمترین آسیب‌ها است.

دیوار تاریخ کوتاه است و هر کسی فکر می‌کند می‌تواند در حوزه تاریخ و مخصوصا تاریخ ائمه(ع) قلم بزند. لذا گاهی اوقات یک عناوین و موضوعاتی را هم انتخاب می‌کنند. حتی ممکن است در یک گفتگویی با اساتید و صاحب نظران موضوعی را به دست بیاورند و انتخاب کنند. این موضوع را محور نوشتار خودشان قرار دهند و اصل موضوع را بسوزانند. شما یا دیگر پژوهشگران عرصه تاریخ وقتی می‌خواهید کاری انجام دهیم، طبیعتا یکی از مهمترین نکاتی که مورد توجه، پیشینه است. سراغ پیشینه تحقیق می‌رویم. به هر حال آن پیشینه را باید بررسی و جستجو کرد. بعد می‌بینیم که این کار انجام شده است و ضرورتی ندارد که دیگر انجام شود. ولی وقتی کار را نگاه می‌کنیم، می‌بینیم نه تنها ناقص انجام شده، شاید خیلی از اوقات واقعا به اندازه‌ای ابتدایی و غیر روشمند است که باعث عصبانیت خیلی از پژوهشگران می‌شود که این افراد با چه مجوز و تخصصی، مطلب نوشته‌اند. این یکی از مهمترین آسیب‌هایی است که متاسفانه وجود دارد و راهی هم برای جلوگیری از آن نیست.

جنابعالی سیره پژوهی امام رضا(ع) در داخل و خارج را چطور ارزیابی می‌کنید؟

اطلاع دقیقی از خارج ایران ندارم ولی، با توجه به حضور امام رضا(ع) دو نکته سبب می‌شود که بگوییم پژوهش‌هایی که در رابطه با امام رضا(ع) در داخل کشور صورت گرفته است، قطعاً قابل مقایسه با پژوهش‌های خارج از کشور نیست. به جهت اینکه هم مرقد امام رضا(ع) در ایران قرار دارد و هم به هر حال یک بنیاد پژوهشی مهم وابسته به این آستان قدس رضوی هست که اختصاصاً به امام رضا(ع) می‌پردازد و آثاری که مربوط به امام رضا(ع) هست در آن تدوین می‌شود.

نکته دیگر، پررنگ بودن تشیع در ایران است. یعنی اینکه عمده جمعیت شیعه در ایران متمرکز است. درست است که جمعیت شیعه در کشورهای دیگر فراوان داریم، اما قابل قیاس با ایران از جهت درصدی نیست؛ مثل عراق، که آنجا هم درصد تشیع زیاد است، یا کشورهای دیگر مثل لبنان و .... آنها متمرکز در امام رضا(ع) و در محضر امام رضا(ع) نیستند، در حالی که در ایران، بنیاد پژوهش‌های آستان قدس رضوی طبیعتاً متمرکز و ممحض در موضوع امام رضا(ع) است، ولو اینکه پژوهش‌های دیگری هم دارد. ولی عراق، عتبات مقدسه که وجود دارند، عمده تمرکزشان هم به آن امامی است که تولیت حرم آن امام را در اختیار دارند. طبیعتا کمتر به ائمه دیگر می‌پردازند. حتی شما به عتبه کاظمیه(ع) بروید، عمده کارهای آنها مربوط به امام کاظم(ع) و امام جواد(ع) است. یک نکته دیگری که باز لازم است مورد توجه قرار گیرد، فکر می‌کنم برخی از آثار را در کشورهای اسلامی بررسی کردم، پژوهش‌هایی که از جانب پژوهشگران خوب و اساتید ایرانی صورت گرفته، از جهت اتقان پژوهشی و رعایت استانداردهای علمی، از خیلی از پژوهش‌های پژوهشگران کشورهای دیگر، برجسته‌تر و دارای اتقان علمی بیشتری است. ولی با توجه به شناخت بنده، پژوهش‌های مرتبط با امام رضا(ع) در ایران بسیار فراتر از پژوهش‌هایی است که در خارج صورت گرفته است. البته یک مشکل اساسی دارند و آن هم این که فقط به زبان فارسی بوده و قابل استفاده برای دیگر کشورها نیستند و این وظیفه برخی مراکز مانند بنیاد پژوهش‌ها را سنگین تر می‌کند تا برای انتقال معارف رضوی  و آثار منتشر شده درباره امام رضا(ع) در میان دیگر ملت‌ها اقدامی اساسی انجام دهد که راه حل این مشکل ترجمه آثار به زبان‌های مختلف به ویژه زبان عربی است.

جنابعالی ریاست پژوهشکده تاریخ و سیره اهل بیت(ع) را برعهده دارید. پژوهش‌های جدیدی را که در این مرکز محترم صورت گرفته را توضیحی بفرمایید.

ما در پژوهشکده به صورت مشخص به سیره امام رضا(ع) نپرداخته‌ایم، که بخواهیم سیره امام رضا(ع) را تدوین کنیم بلکه به طور کلی به سیره معصومان(ع) پرداخته‌ایم. آثاری در پژوهشگاه تدوین شده است که یکی از مهمترین آنها که سال گذشته منتشر شد، سیره معصومان در کتاب‌های چهارگانه شیعه است که استاد علی اکبر ذاکری این کتاب را تدوین کردند  و در شش جلد منتشر شده است. جلد اول مبانی و اصول است، و جلدهای بعد، سیره فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، نظامی و جوانب مختلف سیره معصومان را پرداخته است. به سیره هم توجه کرده ایم. البته درباره سیره هر امام تفکیک نشده که بیاییم به صورت مستقل بحث کند. البته جا دارد، سیره هر امام را به صورت مستقل کار کرد. در دانشنامه اهل بیت(ع) مداخل چهارده معصوم را داریم که هر کدام به صورت مستقل ان‌شاء الله منتشر خواهند شد و یکی از مهمترین مقالات ما، مقاله امام رضا(ع) است که سعی می‌‌شود به جوانب مختلف زندگی امام رضا(ع) توجه شود. هم تاریخ و هم سیره امام رضا(ع). البته طبیعتا از دانش‌نامه نباید انتظار یک کار کاملاً جدید و نویی داشت که در آثار دیگران منعکس نشده باشد. نه. چون هدف دانش‌نامه به نوعی ارائه دادن اطلاعات جامع درباره آن موضوع مربوطه است. لذا تلاش می‌شود در ذیل این مداخل اطلاعات جامعی درباره هر کدام از معصومان از جمله امام رضا(ع) ارائه شود.

دانش‌نامه اهل بیت(ع)، مثل همه دانش‌نامه‌ها تلاش می‌کند که اطلاعات جامع و کاملی را پیرامون اهل بیت(ع) ارائه دهد. در نسخه اول این دانش‌نامه 1300 مدخل آماده شده است، بسیاری از این مداخل تدوین شده و برخی نیز در دست تدوین است و ان‌شاء الله تلاش می‌شود اطلاعات جامعی پیرامون اهل بیت(ع) گردآوری و در اختیار قرار بگیرد.

طرح پژوهشی تشیع در عصر حضور را هم داریم که یکی از محورهای آن، «تشیع در عصر امام رضا(ع)» بوده و در گروه تاریخ تشیع در دست انجام است.

در دهه کرامت هستیم، لطفا ارزیابی خود را از پژوهش‌های علمی آستان قدس رضوی در حوزه سیره پژوهی بفرمایید؟

یک قسمتی از پژوهش‌ها را دیده‌ام، انصافا پژوهش‌های قوی، خوب (حداقل در مواردی که خودم دیده‌ام، چون همه آثار را ندیده‌ام. برخی آثار که به حسب نیاز خودم دنبالش رفته‌ام و مطالعه کرده‌ام، آثار خوب و ارزشمندی است. چه در حوزه امام رضا(ع)، یا معصومان و یا به طور کلی تاریخ اسلام. حتی تاریخ جهان اسلام، هم آثاری که تدوین کرده‌اند، و هم آثاری که ترجمه کرده‌اند، آثار خوب و ارزشمندی است. اما یک نکته‌ای را فکر می‌کنم در یک جلسه همایش سیره امام رضا(ع)، آموزه‌ها و کارکردها ، فکر می‌کنم اولین همایشی بود که با همکاری آستان قدس رضوی برگزار کردیم که جناب آقای دکتر مرویان حسینی هم آنجا تشریف داشتند، خدمتشان عرض کردم، فکر می‌کنم امام رضا(ع) در حوزه پژوهش یکی از ائمه مظلوم ما باشند. به جهت اینکه خیلی از افراد، فکر می‌کنند، امام رضا متولی دارند، چون متولی دارد، ورود نمی‌کنند. مثلا الان ما در پژوهشکده تاریخ و سیره اهل بیت(ع)، یک موضوعی را می‌خواهیم در مورد امام رضا(ع) کار کنیم، اول می‌گوییم بریم پژوهش‌های آستان قدس رضوی را نگاه کنیم که آیا کاری انجام داده‌اند یا خیر؟! اولین نکته‌ای که به ذهن ما می‌رسد، آنجا را بررسی کنیم و بعد به جاهای دیگر برویم. چون فکر می‌کنیم آنجا متولی امر پژوهش در حوزه امام رضا(ع) هستند. لذا باید مورد توجه جدی قرار بگیرد که آستان قدس رضوی یک کار جامعی در مورد امام رضا(ع) انجام داده است. یک پژوهشی که همه جانبه باشد. پژوهشگر را از مراجعه به آثار دیگر درباره امام رضا(ع)  بی‌نیاز کند. وقتی به این کتاب مراجعه کردم، بدانم هرچه درباره امام رضا(ع) می‌خواهم، در اینجا وجود دارد. این یکی از نکاتی است که واقعا عاجزانه از آستان قدس رضوی می‌خواهم. البته اگر انجام داده‌اند که معرفی کنند. شاید ما بی‌خبر هستیم. اگر انجام نداده‌اند، در دستور کار قرار بدهند. من به شخصه و به عنوان پژوهشکده تاریخ و سیره اهل بیت(ع) که وابسته به پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، از همین‌جا اعلام آمادگی می کنم که دوستان ما در مجموعه آماده همکاری هستند برای این که ان شاء الله اثری جامع درباره امام رضا(ع) تولید شود و اگر هم تولید شده است، معرفی شود.

یکی از آثار مرتبط همین دانش‌نامه امام رضا(ع) است که البته چندان معرفی نشده و علاوه بر آن نیازمند نقد استتا رد مجلدات بعدی اشکالات آن کمتر شود. البته الان اگر بخواهم نکته‌ای راجع به آن بگویم، مناسب نیست. به هر حال شما وقتی یک اثری را می‌خواهید معرفی کنید، خب از خوبی اثر می‌گویید،  اما در نقد علاوه بر بیان خوبی‌ها به کاستی‌ها نیز می‌پردازید. دانشنامه امام رضا(ع) هم خیلی کار خوبی است، در اینکه کار خوب و ارزشمندی است، تردید ندارم، اما من به عنوان یک پژوهشگر ممکن است نقدهایی به آن داشته باشم. این نقد را نمی‌توانیم بدون حضور صاحبان آن اثر بیان کنیم. لذا پیشنهادم این است که اثر نقد شود. این جلدهایی که منتشر شده، نقد شود. البته نمی‌دانم چه مقدار آستان قدس و بنیاد پژوهش‌ها در دانش‌نامه دخیل هستند. این هم باید مورد توجه قرار گیرد.

به نظر حضرتعالی موضوعات با اولویت پژوهشی در عرصه مطالعات میان رشته‌ای علوم اسلامی ـ انسانی، در حوزه تاریخ و سیره اهل بیت(ع) خصوصاً امام رضا(ع) چه موضوعاتی می‌توانند باشد؟

امروز تاریخ‌هایی که داریم و یا آثاری که در حوزه تاریخ تدوین شده را نگاه کنید، مثلا چهل یا پنجاه سال پیش یک کتابی به عنوان تاریخ اسلام داشتیم. دویست یا سیصد صفحه یک استاد به عنوان تاریخ اسلام نوشته بود. این تاریخ اسلام، آن زمان کاربرد داشت. نیاز بود و کاربرد داشت. جلوتر آمدیم، یک مقدار پژوهش‌ها متمرکز شد، تخصصی‌تر شد، مثلا تاریخ پیامبر(ص) را نوشتند. تاریخ امیرالمؤمنین(ع) را نوشتند. ولی باز هم جلوتر آمدیم و دیدیم اینها به تدریج از آن نیازهای جامعه عقب هستند. ما امروزه باید نگاه کنیم، جامعه برای پژوهش در حوزه معصومان(ع) چه چیزی نیاز دارد. باید به نیاز جامعه نگاه کنیم. آیا کتابی با عنوان تاریخ اسلام برای رفع نیازهای جامعه واقعا مفید است؟ نیاز است به شکل جامع، کامل و گسترده انجام شود. وقتی می‌خواهیم تاریخ پیامبر را بنویسیم نیاز ندارد که از ابتدای تولد ایشان بنویسیم. در خیلی از آثار این وجود دارد. زندگانی پیامبر و تاریخ زندگانی پیامبر وجود دارد. چیزی که امروزه نیاز داریم، اینکه بگوییم سیره و تاریخ اجتماعی پیامبر(ص) چگونه بود. برخورد و مواجهه پیامبر و یا امام رضا(ع) با مخالفان فکری و اعتقادیشان چگونه بود؟ یکی از مهمترین مسائلی که شاید امروزه در حوزه مطالعات رضوی(ع) جا دارد برجسته شود، بحث مناظرات امام رضا(ع) و یا ائمه دیگر است. اخلاق مناظره، یکی از مهمترین نکاتی است که در سیره ائمه(ع) ... وقتی آدم نگاه می‌کند، اصلا تعجب می‌کند که چگونه با مخالفان فکری و اعتقادی خودشان برخورد می‌کنند. در مناظرات علمی اگر دقت کنید‌ (اصلا کاری به مباحث سیاسی ندارم) در مناظرات علمی، دو استاد با هم مناظره علمی می‌کنند، صد نفر از دانشجویان و مخاطبان از هر قشری دارند این مناظره را می‌بینند. برخی موارد اتفاق می‌افتد که هدف دو استاد در مناظره، به هر شکلی که شده به مخاطبان بفهمانند که بر طرف دیگر پیروز شده‌ است. در حالی که شما سراغ مناظرات امام رضا(ع) ، مناظرات ابناء الرضا و دیگر ائمه(ع) بروید و ببینید چگونه رفتار می‌کردند. اصلا به گونه‌ای رفتار می‌کردند، یکی از مهمترین فاکتورهای مورد توجه این بزرگواران ، حفظ کرامت انسانی طرف بود که متاسفانه شاید کمتر در جامعه مورد توجه قرار گرفته است. فکر می‌کنم مهمترین ضعف‌های ما در حوزه پژوهش در تاریخ و سیره معصومان از جمله امام رضا(ع) بی‌توجهی به مسائل جامعه است. اگر به مسائل و مشکلاتی که در جامعه است توجه کنیم، بسیاری از مسائل و مشکلات جامعه می‌تواند محورهای پژوهشی کاربردی در تاریخ و سیره ائمه(ع)، از جمله امام رضا(ع).