نویسنده:   محمدحسین ولی پور     تاریخ نگارش:   1399/04/19     ساعت:   17:40:48
بازدید:   92
 
 
رئیس دانشگاه علوم اسلامی رضوی مطرح کرد: مواجهۀ امام هشتم(ع) با شبهات دینی و مذهبی می تواند الگویی برای زمان ما باشد

همزمان با ایام دهه کرامت، برنامه‌هایی توسط بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی در قالب چهارمین جشنواره علمی فرهنگی «سیره امام رضا(ع)، آموزه ها و کارکردها» با گستره ملی بخشی برگزار شد؛یکی از برنامه های اجرایی این جشنواره انجام مصاحبه‌های علمی و تخصصی با اساتید حوزه و دانشگاه در زمینه سیره پژوهی امام رضا(ع)بود. امروز در خدمت حجت الاسلام والمسلمین دکتر حجت الاسلام سیدحسن وحدتی شبیری؛ ریاست محترم دانشگاه علوم اسلامی رضوی هستیم. حاصل این گفت و گو را در ادامه می خوانیم...


به عنوان سوال نخست، بفرمایید که مطالعات و پژوهش‌های شما در ارتباط با امام رضا(ع) در چه محورهایی بوده است؟

آنچه که من در ارتباط با امام هشتم(ع) و زندگی آن بزرگوار مطالعه داشته ام، بیشتر بر محور سبک زندگی و سیره تعامل امام هشتم(ع) در سطح اجتماعی یعنی سیره امام رضا(ع) در زندگی فردی و اجتماعی بوده است. اینها موضوع مطالعات من بوده و بیشتر مطالعاتم حول روایاتی صورت گرفته که مرحوم مجلسی در بحارالانوار، در جاهای مختلفی از این کتاب شریف، نقل کرده‌اند. یک بخش سخنان امام هشتم(ع) است که در روضة بحار «الروضه» آن را آورده که من آن بخش را مطالعه کرده ام. مرحوم مجلسی در ارتباط با زندگی امام(ع) یک مجلد را اختصاص به امام هشتم(ع) داده است.

دیگری احتجاجات امام رضا(ع) است که در جلد دهم بحارالانوار آمده و من روی آن هم مطالعاتی داشته ام. البته پژوهش به معنای خاص کلمه، تعریف خاصی دارد و پژوهش باید روی یک موضوع جزیی باشد و باید یک مسئله را حل بکند.

 

به نظر شما عرصه های مغفول یا جدید در سیره پژوهی امام رضا(ع) چیست؟

 به نظرم یکی از موضوعات قابل پژوهش، احتجاجات امام رضا(ع) است  که به مباحثات حضرت به ویژه در زمان ولایت عهدی شان در دوران مأمون عباسی اختصاص دارد. مأمون عباسی از ارباب ملل و ادیان برای این مباحثات دعوت می‌کرد تا به تصور خودش امام(ع) را در بین صاحبان افکار و ایده‌ها و آراء پایین آورد و امام نتوانند پاسخ بدهند و شأن امامت پایین بیاید ولی امام رضا(ع) با صاحبان ادیان به زبان خودشان و با اشراف کامل بر متون و منابع دینی آنها پاسخ می‌دادند و آنها در حضور جمع، تسلیم امام رضا(ع) می‌شدند.

این احتجاجات در زمان خودش مسائل روز بوده و امام(ع) تفکرات مخالف را در حوزه‌های کلامی، فقهی و فلسفی می‌شنیدند و به آنها پاسخ می‌دادند این شیوه امام(ع) بود در حالی که برخی از علمای اهل تسنن اصلا ورود به مسائل کلامی را تحریم می‌کردند و می‌گفتند اینها عقاید مسلمانان را سست می‌کند و ورود به مباحث کلامی ورود خوبی نیست ولی سیره ائمه(ع) این بود که با مخالفین مباحثه و احتجاج می‌کردند حالا چه آن کسانی که مسلمان و از مذاهب دیگر بودند و چه کسانی که مسلمان نبودند و حتی با ملحدین هم ائمه ما بحثهای علمی داشتند.

 

 چه الگوهایی در این زمینه از سیره امام رضا(ع) قابل اتخاذ است؟

نوع مواجهۀ امام هشتم(ع) با شبهات دینی و مذهبی در زمان خودشان می‌تواند یک الگو برای زمان ما باشد. حوزه‌های علمیه نباید از طرح ایده‌ها و آراء مخالف هراس داشته باشند بلکه باید به استقبال آنها بروند. امیر المؤمنین(ع) در غرر الحکم فرمودند: من استقبل وجوه الاراء عرف مواقع الخطاء، باید به استقبال آراء مطرح شدۀ روز رفت تا تقویت بشویم و خطاها را درست بشناسیم و نیروهای مستعدی تربیت بشوند که بتوانند پاسخگو باشند.

هشام بن حکم در محضر امام صادق(ع) برای پاسخگویی به شبهات دینی و مذهبی و کلامی تربیت شده بود؛ امروزه هم باید جوانهای ما در حوزه‌های علمیه آماده باشند و برای گفتگوی بین ادیان مطالعات داشته باشند. خاطرم هست که از مسئولین و کاردینال‌های کلیساها که به ایران آمده بودند و در مباحثات علمی جلساتی داشتیم مطرح می‌کردند که ما در دانشکده‌های مخصوص کسانی را برای گفتگوی بین ادیان، بین مسلمانان و مسیحیان، تربیت می‌کنیم. چرا شما رشته ای ندارید که کسانی تربیت بشوند و برای این گفتگوها مطالعه بکنند؟ و چرا کسانی که معمولا برای گفتگوی بین ادیان به اروپا می‌آیند افراد انگشت شماری هستند. آنها این اعتراض را به ما داشتند. ما باید در محیطهای علمی خودمان کسانی را برای گفتگوی بین ادیان تربیت بکنیم که مسلط باشند و به ایده‌ها و افکار مخالف اشراف داشته باشند همچنانکه امام هشتم(ع) اشراف کامل به دیدگاه‌ها و افکار مخالفین و ملحدین و صاحبان ادیان و مذاهب در زمان خودشان داشتند و این در روایات متعددی که در باب احتجاجات امام هشتم(ع) در بحار الانوار آمده کاملا مشهود است.

بنابراین درباره احتجاجات امام رضا(ع) باید به آن توجه کنیم؛ اولاً باید با مخالفین خودمان گفتگو کنیم ثانیاً در این گفتگوها طرف گفتگو را باید به رسمیت بشناسیم؛ به او احترام بگذاریم و به سخنش کاملا گوش بدهیم.

 

 نوع مواجهه امام رضا(ع) در احتجاجاتشان چگونه بوده است؟

نوع مواجهة ما با مخالفین خودمان باید حاکی از بی طرفی باشد به این معنا که آماده هستیم هر چه طرف مقابل سخن بگوید ما آن را کاملاً گوش بدهیم و از راه منطقی و عقلانی پاسخ بدهیم.

امام هشتم (ع) در احتجاجاتی که داشتند دل طرف مقابل را طوری بدست می‌آوردند که اگر کافر بود متمایل به دین اسلام و اگر غیر شیعه بود متمایل به مذهب تشیع می‌شد که البته در زمان امام رضا(ع) مرز بندی بین شیعه و سنی که به شکل امروزین مطرح است، مطرح نبود.

به هر حال، ما باید متدولوژی احتجاج با مخالفین را از سیره امام هشتم(ع) در مباحثات علمی با ارباب ملل و ادیان فرا بگیریم. منتهی این را عرض کنم که البته ممکن است که خود احتجاجات و مباحثات علمی، الان به طور مستقیم به کار ما نیاید. یعنی شبهاتی که آن روزگار مطرح بوده، امروزه مطرح نباشد و مثلا این که آیا کلام خدا مخلوق است یا مخلوق نیست؟ خب اینها شبهاتی بود که امروز در بازار گفتگوها و مباحثات کلامی مطرح نیست ولی امروز هم شبهات مخصوص زمان خودمان را دارد مثلا ماهیت وحی چیست؟ در حقیقت ما باید در موضوعات امروزین با شیوه شناسی احتجاج امام هشتم(ع) ورود کنیم.

 

چه بخشهای دیگری از زندگانی و سیره امام رضا(ع) کمتر مورد پژوهش قرار گرفته است؟

بخش دیگری که قابل توجه است و جای مطالعه بیشتری دارد سیره سیاسی امام هشتم(ع) است که امام با حاکمان وقت و حکام ستمگر مثل مأمون عباسی، چطور مواجهه می‌کردند. امام رضا(ع) بر حسب ظاهر شمشیر نکشیدند و قیام نظامی نکردند اما از آن طرف به ظلم دستگاه ظالم هم تن در ندادند و رفتارشان به نوعی مبارزه با حکومت وقت بود؛ با اینکه به صورت ظاهر مأمون عباسی خلافت را به ایشان پیشنهاد کرد ولی امام می‌دانستند که مأمون دروغگو است و فی الواقع تمایل قلبی ندارد که ولایت و خلافت اسلامی را تقدیم امام(ع) بکند لذا نپذیرفتند. مأمون عباسی می‌خواست به دیگران نشان بدهد که ببینید امام به دنبال حکومت هست وتا به امام پیشنهاد دادیم گفتند بلهو پذیرفتند. مامون می‌خواست همین را پیراهن عثمان ‌کند و ای بسا به همین دلیل هم امام را همان اوایل به شهادت ‌رساند و امامزاده‌های عظیم الشان را که همواره در دوران خلافت عباسی تحت شدیدترین شکنجه‌ها بودند با همین توجیه به شهادت رسانید.

امام (علیه السلام) خلافت را نپذیرفت و ولایت عهدی را هم آن اوایل نپذیرفت آن طور که در تاریخ  و روایات ما حکایت شده و شاهد آن است که امام(ع) ولایت عهدی را ابتدا نپذیرفتند و یک ماه مأمون با امام گفتگو کرد تا اینکه امام را تهدید نمود و ولایت عهدی را به ایشان تحمیل کرد ولی امام فرمود به شرطی می پذیرم که من در هیچ کاری از کارهای حکومتی مداخله نکنم. چرا؟ به دلیل این که امام مشروعیت آن حکومت را قبول نداشت در حالی که آنها به دنبال این بودند که یک وجهة شرعی برای حکومت ظالمانه خودشان دست و پا بکنند ولی امام(ع) نپذیرفتند ولایت عهدی را به آن شکلی که آنها می‌خواستند و بر اثرتهدید هم به گونه ای پذیرفتند که برملا می‌کرد برای کسانی که آگاه بودند و می‌فهمیدند و زیرک بودند و متوجه می‌شدند که امام(ع) در واقع حکومت مأمون عباسی را قبول نداشتند. نوع پذیرش امام(ع) این گونه حکایت می‌کند که امام(ع) حاکمیت سیاسی را قبول نداشتند. چنانکه رفتار حضرت در نماز عید فطر هم قابل تحلیل است و جای پژوهش دارد.

بنابراین بخش اول احتجاج و بخش دوم سیره سیاسی امام هشتم(ع) که باید کسانی که تحلیل می‌کنند سیره سیاسی امام(ع) و شرایط زمانی و مکانی امام(ع) را کامل در نظر بگیرند تا متوجه شوند چرا امام(ع) آن رفتار را در آن بازه زمانی از خودشان بروز  دادند.

اما سیره فردی و زندگانی فردی امام(ع). شخصی به نام «ابراهیم بن ابی محمود» که می‌گوید من مدتها در کنار امام(ع) بودم گزارش می‌دهد که امام حتی از آب دهان انداختن در کوچه و بازار پرهیز داشتند. او می‌گوید ما رأیته تفل قط، هرگز ندیدم امام(ع) آب دهان بیندازند. هرگز ندیدم امام در مقابل کسی که مراجعه کرده و جلویش نشسته، تکیه بدهند. به قدری رفتارهای اخلاقی امام(ع) درس آموز است که واقعا پژوهش قابل توجهی لازم دارد که سبک زندگی فردی و اجتماعی امام(ع) بخصوص رفتار ایشان با افراد ضعیف یا از نژادهای دیگر را تحلیل بکنند. مثلا امام(ع) با رنگین پوستان چطور برخورد می‌کردند؟ این درس آموز است. در روایت هست که وقتی سفره غذا می‌انداختند، امام رضا(ع) همه را سر سفره دعوت می‌کردند حتی دربان منزل شان را می‌گفت باید سر سفره بنشیند؛ تمام خادمان خودشان را سر سفره خودشان به همراه خود می‌نشاندند و با آنها غذا می‌خوردند.

 

امروز چه الگوهایی از سیره امام رضا(ع) برای ما راهگشاست و باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد؟

امروز که ما در کشور پیشرفته غربی که مدعی مدنیت در دنیای امروز است می‌بینیم زانو بر گردن رنگین پوستان و سیاه پوستان می‌گذارند و آنها را به شیوه فجیع در مقابل دیدگان تمام دنیا خفه می‌کنند. رفتار امام هشتم(ع) با رنگین پوستان و نژاد‌های دیگر حاکی از آن نگاه عمیق الهی و اصلاحی ایشان به انسان‌ بود.

منطق قرآن کریم حکم می‌کند که ما همه شما را سیاه و سفید و سرخپوست و...همه را از یک پدر و مادر آفریدیم؛ خونی که در رگ‌های همه انسانها می‌جوشد و حرکت می‌کند سرخ است اما رنگ پوستشان یکی نیست؛ برخی سیاه برخی سفید و...

این دلیل برتری جویی و نشان برتری یک نژاد بر نژاد دیگر نیست بلکه نشان دهنده عظمت الهی است برای اینکه مردم همدیگر را بشناسند و آن کسی که گرامی است باتقواترین است بنابراین سیره اجتماعی امام رضا(ع) در ارتباط با نژادها در دنیای امروز واقعاً قابل طرح است و باید به دنیا و مستضعفان و مظلومان عالم این سیره معرفی شود.

همچنین در ارتباط با نحوة کمک به فقرا، سیره امام(ع) درس آموز است. شخصی خراسانی از سفر حج برمی گشت. در مسیرش به مدینه طیبه، خرجیش تمام شد. آمد خدمت امام هشتم(ع) در حالی که اصحاب امام نشسته بودند. حضرت در بیرونی منزل با آنها گفتگو می‌کردند او سلام کرد، عرض کرد آقا من از خراسان به سفر حج رفته ام و در بازگشت توشه راه من تمام شد اما من در شهر خودم ثروتمند هستم. اگر می‌شود شما مبلغی بدهید من در شهر خودم از طرف شما به همان مبلغ صدقه می‌دهم. امام(ع) به دوستانش و  اصحابشان فرمودند من به اندرونی منزل می روم و به داخل منزل تشریف بردند و کیسه پولی را آوردند اما به مجلس در نیامدند بلکه دست مبارکشان را از بالای درب بیرون آوردند و فرمودند: این الخراسانی؟ مرد خراسانی کجاست؟ مرد خراسانی گفت من هستم یا ابن رسول الله. حضرت کیسه پول را دادند و فرمودند این را بگیر و خرجی مسیر خود کن و نمی‌خواهد از طرف من صدقه بدهی. این را به تو بخشیدم. وقتی که مرد خداحافظی کرد و امام هشتم(ع) داخل مجلس آمدند و نشستند، اصحاب عرض کردند چرا داخل مجلس تشریف نیاوردید.

حضرت فرمودند نخواستم چشم او در چشم من بیفتد و باعث شرمندگی او بشود. این سیره امام رضا(ع) در کمک به فقرا و ضعفا واقعا جای بحث دارد و می‌تواند الگو برای زندگی ما هم باشد.

نوع نگاه امام رضا(ع) به انسانها این بود. جد مطهرشان فرمودند مردم مثل دندانه‌های شانه ای هستند که کنار همند و هیچ کدام از دیگری جلوتر نیست و همه در یک خط هستند. مردم در نگاه امام هشتم(ع) این چنین هستند چون مخلوق خدا هستند و خداوند به آفرینش آنها بر خودش آفرین گفته است. (فتبارک الله احسن الخالقین)

این نگاه باعث می شود که امام هشتم(ع) به انسانها احترام بگذارند . امام هشتم(ع) در بین جوامع و ملل مختلف احترام دارند و ما در سفری که به هند رفتیم در همین کاروان زیر سایه خورشید در سال گذشته، می‌دیدم که حتی اقوام غیر مسلمان، غیر شیعه و حتی غیر مسلمانان هم بودایی‌ها و هندوها به امام هشتم(ع) احترام می‌گذاشتند و موقعیت امام هشتم(ع) در نگاه ملل و اقوام موقعیت بالایی هست.

 

 جایگاه امام رضا(ع) در فرهنگ ملل را چگونه ارزیابی می کنید؟

 بله سوال خیلی خوبی است. ببینید، خاطرم هست که در سخنرانی ای که در دانشگاه لکنهو داشتم اساتید و رئیس دانشگاه لکنهو هم حضور داشت. در بین صحبت هایم روایتی را از امام هشتم(ع) نقل کردم بعد از سخنرانی من، رئیس دانشگاه لکنهو در نوبت خودش که سخنرانی کرد از من خواهش کرد که جملات امام هشتم(ع) را برایشان بفرستیم با ترجمه ای به زبان اردو تا آن سخنان گهربار را در جای جای و سردر دانشگاه بزنند تا به نام امام هشتم(ع) نصب شود و همه کسانی که به دانشگاه مراجعه می‌کنند با سخنان امام(ع) آشنا بشوند.

آقای کاردینال آولین که از فرانسه به همراه عده ای از مسیحیان به کنفرانس تربیتی به مشهد آمده بودند. آقای کاردینال آولین اولا وقتی گنبد مطهر و جمعیت زیاد زائر بخصوص بانوان که با حجاب خیلی خوبی به نماز ایستاده بودند را دید مبهوت آن صحنه شد و چشم برنمی داشت. عظمت امام(ع) او را گرفته بود و شب که به اتفاق خدمت تولیت وقت جناب آقای رئیسی رفتیم. یک جمله ای گفت. او گفت من معتقدم که شخص امام هشتم(ع) صاحب این قبر مطهر مرا به مزار خودش و به زیارت خودش دعوت کرده در حقیقت شما واسطه دعوت ایشان بودید یعنی خواست بگوید که امام(ع) خودشان عنایت داشتند که من به زیارت و دیدار این امام بزرگوار آمده ام و خیلی تحت تاثیر فضای معنوی آستان مقدس قرار گرفته بود.

چقدر خوب است که مشهد الرضا(ع) محلی برای رفت و آمد ارباب ملل و ادیان باشد  محلی برای گفتگوهای بین الادیان و بین المذاهب باشد چنانکه امام(ع)، امام گفتگوی بین ادیان و مذاهب بودند.

به هرحال جایگاه امام هشتم در بین اقوام و ملل این خودش موضوع خوبی برای پژوهش هست.

 

به نظر حضرتعالی فرهنگ و سیره رضوی تا چه اندازه در تمدن سازی اسلامی موثر است؟

 این هم نکته دیگری است که به نظرم جای پژوهش دارد. مقام معظم رهبری این سالها ایده تمدن نوین اسلامی را مطرح کرده اند. راهبرد رهبری بزرگوار انقلاب، تحقق تمدن نوین اسلامی در افق آینده انقلاب اسلامی است. به نظرم جایگاه تمدن رضوی در تمدن نوین اسلامی و نقشی که آستان قدس می‌تواند در تحقق این تمدن، بازیابی و احیا کند جای بحث و تأمل و تدقیق دارد.

هنرپژوهی در حرم مطهر، حوزه دیگری است که باید روی آن کار بشود. آستان قدس محل تجلی هنر اسلامی است که طی قرنها بهترین هنر‌ها را در این آستان مقدس و در جای جای حرم مطهر امام هشتم(ع) می‌بینیم. ما به دنبال این هستیم در دانشگاه علوم اسلامی رضوی هنر اسلامی را مورد مطالعه قرار دهیم و مرکز مطالعات هنر اسلامی را در دستور کارمان داریم. امیدواریم خود امام هشتم(ع) دست ما را بگیرند و تحولاتی که مد نظرمان هست در دانشگاه رضوی به انجام برسانیم.

بد نیست در پایان صحبتم این نکته را اشاره کنم که ما در دانشگاه علوم اسلامی، پژوهش‌ها را حول محور تمدن نوین اسلامی و عناصر مولفة آن سامان داده ایم. مرکز مطالعات آینده پژوهی، مرکز مطالعات جهان اسلام، مرکز وقف و نذر و زیارت، مرکز مطالعات هنر اسلامی و مراکزی از این دست هست که ان شاء الله دنبال خواهیم کرد تا این مراکز تحقیقاتی به نرم افزار تمدن نوین اسلامی با اهتمام دانشگاه و کمک‌ آستان قدس منتج بشود.

 

 در پایان اگر نکته خاصی هست، بیان کنید.

 سپاسگزارم و برای شما و همکارانتان آرزوی موفقیت می کنم. و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته.