نویسنده:   محمدحسین ولی پور     تاریخ نگارش:   1399/07/21     ساعت:   12:43:55
بازدید:   112
 
 
بررسی توحید، عدل و قدرت الهی در کتاب عیون اخبار الرضا(ع)

توحید، عدل و قدرت الهی در کتاب عیون اخبار الرضا(ع) در دومین نشست از سلسله نشست های اولین سوگواره ملی امام رضا(ع) بررسی شد.


به گزارش اداره روابط عمومی و بین الملل بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، حجت‌الاسلام والمسلمین رضا برنجکار، استاد پردیس فارابی دانشگاه تهران، در دومین نشست سوگواره ملی امام رضا(ع) که به همت نمایندگی بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس  رضوی در قم برگزار شد، به تبیین «توحید و عدل در عیون اخبارالرضا(ع)» پرداخت.
وی بیان کرد: امام رضا(ع) فرمودند که جایز نیست بگوییم که خدا اشیاء را با قدرت آفرید؛ زیرا با قدرت خود قیاس می‌کنیم. خداوند قادر بالذات است و با قدرت ذاتی آفرید؛ در حالی که قیاس اساس همه اشتباهات ما در اخلاق، اعتقادات و ... است. وقتی خدا را نمی‌توان تشبیه کرد و ما به ذات الهی احاطه نداریم، پس نمی‌توانیم ذات را تصور کنیم؛ بنابراین لازمه توحید، عدم تصور ذات است.
 این استاد دانشگاه، گفت: بر اساس اعتقادات احمد بن جنبل و جبریه و برخی مکاتب دیگر فکری، فاعل افعال بدِ انسان خداست؛ این افراد افعال بد خود را به خدا نسبت می‌دهند، در حالی که از نظر ما این نسبت دادن‌ها کفر است. البته اگر کفر اصطلاحی هم نباشد، قطعاً بر خلاف دین است.
حجت الاسلام برنجکار با ذکر اینکه توحید و عدل نوعی تنزیه است، افزود: عدل یعنی تنزیه ولی تنزیه در ناحیه فعل و توحید هم تنزیه در ناحیه ذات است. توحید یعنی اینکه ذات الهی را شبیه هیچ چیزی ندانیم و عدل هم یعنی اینکه فعلی قبیح را به خدا نسبت ندهیم که هر دو موضوع در روایاتی در عیون مورد بحث قرار گرفته است.
وی با اشاره به «قیاس» به عنوان یکی از ابزارهای اجتهادی اهل تسنن، بیان کرد: قیاس در مفهوم عام خود یعنی اینکه حکم چیزی را به چیز دیگری نسبت دهیم، تنها به خاطر وجود یک وجه شبه؛ قیاس در مکتب اهل بیت(ع) به شدت نهی شده است، البته فکر می‌کنیم روایات نفی قیاس تنها منحصر به بحث قیاس در فقه و آرای کسانی مانند احمد بن جنبل، شافعی و مذاهب دیگر اهل تسنن و حتی درون شیعه است، در حالی که روایات قیاس سه دسته‌اند؛ روایاتی که به صورت کلی نفی قیاس کرده، روایاتی که در اعتقادات، نفی قیاس دارد و روایاتی که در فقه، نفی قیاس کرده‌اند.
استاد پردیس فارابی دانشگاه تهران اضافه کرد: در زندگی دائماً مبتلا به این نوع قیاس‌ها هستیم، در حالی که هیچ حجت شرعی و عقلی هم برای آن نداریم؛ قیاس هیچ حجیت عقلی و شرعی در هیچ کجا حتی در زندگی عادی هم ندارد؛ یعنی قضاوتی که بر اساس قیاس در زندگی عادی هم داریم ممکن است تهمت باشد و از بنیاد غلط است؛ مع‌الأسف چیزهایی را به خدا نسبت می‌دهیم که بر اساس قیاس است.
وی تصریح کرد: انسان در تاریخ تفکر دائماً مبتلا به قیاس است و خدا را با مخلوقات قیاس می‌کند، در حالی که روایات متواتری در مورد نفی قیاس به خصوص در اعتقادات داریم. روایت داریم که قاعده به دست ما داده و فرموده است که اگر خدا چیزی را ایجاد کرد، دیگر متصف به آن نخواهد شد؛ امام رضا(ع) در پاسخ یک سؤال فرمودند: «وَیْلَکَ إِنَّ الَّذِی ذَهَبْتَ إِلَیْهِ غَلَطٌ هُوَ أَیَّنَ الْأَیْنَ بِلَا أَیْنٍ وَ کَیَّفَ الْکَیْفَ بِلَا کَیْفٍ فَلَا یُعْرَفُ بِالْکَیْفُوفِیَّةِ وَ لَا بِأَیْنُونِیَّة‏؛ پرسش تو اشتباه است. خدا بی‌آنکه خود دارای مکان باشد مکان را آفرید و بدون این که خود چگونگی داشته باشد، چگونگی و کیفیت را آفرید پس نمی‌توان او را از این راه‌ها شناخت».
برنجکار بیان کرد: برای عدم خروج از توحید باید این قاعده را بدانیم و رعایت کنیم؛ یعنی وقتی خدا اراده و چیزی را ایجاد کرد ایجادشونده مخلوق و خدا خالق است، خالق و مخلوق هیچ وقت یکی نیستند. ائمه(ع) در این زمینه نظام فکری به ما ارائه داده‌اند؛ اهل حدیث و اشاعره می‌گفتند که خداوند حی به حیات و قادر به قدرت است؛ می‌گفتند که اگر خدا علم و قدرت دارد، باید جدا از ذات او باشد؛ یعنی قدرت و علم خدا چیزهای جدا از هم هستند، اما امام رضا(ع) آن را رد کرده و در پاسخ به این پرسش که آیا خدا اشیاء را با قدرت آفریده است؟ فرمودند که جایز نیست ما بگوییم خدا اشیاء را با قدرت آفرید؛ زیرا با قدرت خود قیاس می‌کنیم، چنانچه اشاعره و اهل حدیث این کار را کردند.

قدرت الهی در نگاه امام رضا(ع)
وی افزود: لازمه توحید، عدم تصور ذات است؛ زیرا فهم نمی‌تواند به آن برسد و از آن تصویربرداری کند. علامه طباطبایی می‌گوید که برای شناخت خدا همین مفاهیم را داریم، ولی اعتراف می‌کنیم که در به کار بردن این مفاهیم اشتباه می‌کنیم و در عین حال چاره‌ای هم نداریم.
برنجکار با اشاره به دشواری بحث علم خدا، اضافه کرد: برخی علم خدا را حصولی می‌دانند؛ مانند ابن‌سینا و دیگران و برخی خلاف آن را معتقدند؛ حضرت رضا(ع) در مورد علم خدا فرمودند که علم خدا این طور نیست که حصولی باشد یا بگوییم علم، همان معلوم است؛ چون این تصورات درباره علم بشری است؛ حضرت فرموده خدا عالم به اشیاء است - قبل از آفرینش آن‌ها - و خداوند بدون معلوم هم علم دارد؛ البته ما چون به کنه علم خدا نمی‌توانیم پی ببریم تشبیهاتی کرده و آن را با علم خود قیاس می‌کنیم. درست است که به کنه علم الهی نمی‌توانیم پی ببریم، ولی می‌توانیم بگوییم خدا جاهل نیست و علم هم همان ذات اوست؛ امام رضا(ع) در روایتی فرمودند که به خدا عالم می‌گوییم، چون «لا یخفی علیه شیء»؛ یعنی علمی که ذات الهی است همانند علمی که ذات ماست، نیست؛ وقتی صفت بصیر را هم می‌گوییم نه اینکه خدا چشمی دارد که با او می‌بیند، بصیر یعنی چیزی از دید او پنهان نیست.

عدل و ظلم در قرآن
استاد دانشگاه تهران با بیان اینکه بر اساس نظریه جبر، عدل خدا زیر سؤال می‌رود و متهم به همه بدی‌ها می‌شود، اظهار کرد: در آیات قرآن، ۴۱ بار در مورد عدل و ظلم بحث شده و عمدتاً هم به بحث جبر پرداخته‌اند؛ خدا فرموده که شما به خاطر کارهایی که خودتان کرده‌اید عذاب خواهید شد و کارهای بد خود را به خدا نسبت ندهید؛ امام رضا(ع) فرموده‌اند که روزی ابوحنیفه خدمت امام کاظم(ع) رسید و پرسید معصیت را چه کسی انجام می‌دهد خدا یا انسان؟ امام فرمود: از سه حالت خارج نیست، یا خدا انجام می‌دهد که این درست نیست؛ زیرا شایسته نیست خدا بنده را به خاطر کاری که نکرده عذاب کند، حالت دیگر اینکه انسان و خدا هر دو فاعل گناه باشند که شایسته نیست هر دو گناه بکنند، ولی کسی که قوی است کنار بایستد و فرد ضعیف را قربانی کند. حالت سوم اینکه بنده انجام داده و این حالت درست است، زیرا خدا حول و قوه را به انسان داده است، ولی این قدرت دلیل بر شریک بودن خدا در اعمال نیست. مانند اینکه قاتلی چاقویش را از بازار بخرد و چون خریده، فروشنده را در قتل او شریک بدانیم.

برنجکار تصریح کرد: افعال بر سه دسته است: فرائض، فضائل و معاصی؛ چیزهایی که خدا واجب و به آن امر کرده و به آن راضی است و علم به آن هم دارد فرائض است؛ فضائل امر وجوبی ندارد، ولی خدا به آن راضی است و علم دارد، اما معاصی مورد امر خدا نیست؛ یعنی تشریعی نیست، ولی تکوینی است؛ یعنی خدا حول و قوه گناه را داده و مانعی در راه انسان گناهکار ایجاد نکرده است، البته خدا راضی به این اعمال نیست؛ بر این اساس، اشتباه بزرگ اشاعره عدم تفکیک میان قضا و قدر تکوینی و تشریعی است.